سپهرسپهر، تا این لحظه: 25 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

یه پسر آسمونی

یه تلنگر خدا!!

امروز بعد از مدتها یه خواب نیمروزی داشتیم ،خوابی که بیداریه دلهره آوری داشت. ساعت ٤و ده دقیقه بود که یهو با یه صدای وحشتناکی چشمامو باز کردم.اول فکر کردم برای ساختمون بغلی که دارن میسازنش لودر آوردن ،اما دیدم نه تکونها خیلی وحشتناکتر شد طوریکه در کشویی کمد لباس شروع کرد به باز و بسته شدن . صداش خیلی ترسناک بود. همون موقع صدف بیدار شد.سعی کردم آروم برم طرفشو بغلش کنم چون میدونستم اگه یخورده شتابزده این کارو انجام بدم میترسه و گریه میکنه. از اتاق اومدم بیرون.سپهرم رو تختش بود .چشماشو باز کرده بودو هاج و واج نگاه میکرد.فقط تونستم بهش بفهمونم پاشو سریع. از بیرون صدای صحبت بلند می اومد.فکر کردم نه پس حتما ساختمون نیمه کاره فرو ر...
30 دی 1390

عکس های خاطره انگیز

پسر کوچولوی من قربونت بشم !قربون اون دندونای خوشگلت بشم. وقتی به این عکسا نگاه میکنم اصلا باورم نمیشه که چقدر تغییر کردی و بزرگ شدی.چه روزگاری بود. راستی گل پسری تو این عکس خیلی شبیه خواهری هستی میدونستی؟!!!!!!!!! اینجا واسه ی خودت آقا شدی .مهد میرفتی. اینجا فرودگاه جزیره ی کیشه.تابستون بود بابایی منو سورپرایز کرد.بعد از آخرین امتحان که اومدم خونه بلیطا رو بهم نشون داد.خیلی خوشحال شدم. موقع جشنواره بود.برای استقبال از مسافرین علاوه بر گروه های موسیقی که اجرا میکردن.افرادی هم با لباس های عروسکی از بچه ها استقبال میکردن.جالب بود. به زور ازت خواستیم تا باهاشون عکس بگیری .کاملا مشخص بود که ترسیدی.هنوزم وقتی این عکسارو م...
18 دی 1390

پسرم کلاس اولی شد.

پیش دبستانی رو با اون مشکلات اولش با موفقیت تموم کردی. حالا دیگه مدیر متوجه ی هوش و استعدادت شده بود و اجازه نمیداد از مدرسش بری........منم خوب بدم نمی اومد......همونجا ثبت نامت کردیم." دبستان ره آورد" اسم خانم معلمت " سرکار خانم هلالی " بود.........روز  جشن شکوفه ها یه سبد گل خوشگل برات خریدمو با هم راه افتادیم طرف مدرسه.........چه روزای خوبی بود............پسرم تو فرم مدرسه با اون کیف و کفشی که خاله نوشین جون برات خریده بودن چه خوشتیپ شده بودی......... مدرسه رو تزئین کرده بودنو  یه نفرم با لباس خرگوش به بچه ها خوش آمد میگفت...........شیرینی میدادن.........عکاسم اومده بود تا از بچه ها عکس بندازه............. بعد از سخ...
27 آذر 1390

یرنامه ی سلامت باشید

امروز خیلی اتفاقی شبکه ی 3 رو روشن کردم دیدم برنامه ی پزشکی شروع شد.........می خواستم شبکه رو عوض کنم یهو دیدم موضوع برنامه تغذیه در دوره ی نوجوانیه..........شمام که بد غذا ..............همین باعث شد که سریع گوشیمو بردارمو پیام بدم.............بعدشم همونطور که tvروشن بود رفتم سراغ جارو برقی............. بعد از چند دقیقه دیدم از پیام من خبری نشد با خودم گفتم حیف سوال به این خوبی مطرح کردم اما جواب نداد..............تو اینم شانس ندارم................ یهو گوشیم زنگ خورد................گفتم کی به گوشیم زنگ زده.............شماره ناشناس بود.............گفتم حتما اشتباس..............با بی میلی جواب دادم..............یه خانم از اونوره خط با عجله...
21 آذر 1390

مدیر بد اخلاق

واست گفتم مامانی که مدیر پیش دبستانیت یه اخلاق خاصی داشت......از اون آدمایی که تا وقتی باب میلشون رفتار کنیم باهامون خوبن و اگر یخورده خلاف نرشون حرف بزنیم واویلان میشه........... تو مهد قبلی خیلی آزاد بودی و نظم سختی نداشتی بخاطر همین ظاهرا یخورده برات سخت بود که تموم ساعت روی نیمکت خشک آروم بشینی..... یه روز زنگ تفریح وقتی داشتی سوار سرسره میشدی کفش نفر جلویی خورده بود تو چشمت.....حسابی خدا بهمون رحم کرد..........مدیر برای  اینکه من با دیدنت خیلی شوکه نشم با خونه تماس گرفت و جریانو گفت و گفت بخیر گذشته و ما یخ گذاشتیم رو صورت سپهر جونو الان مشکلی نیست .......منم زیاد نگران نشدم.............. اما چشمت روز بد نبینه وقتی سرویس...
17 آذر 1390

اعمال محرم، اعمال شب و روز ماه محرم

پیش از اسلام عرب، جنگ در این ماه را حرام می‌دانست و ترک مخاصمه می‌کرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد.و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند. در توضیح این که چرا ماه‌های دیگر که جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی‌شود می‌توان گفت: چون ترک جنگ از این ماه شروع می‌شد به آن محرم گفتند. این ماه در مکتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا و حماسه‌ جاودان کربلاست روز نهم محرم تاسوعای حسینی، روز محاصره‌ امام حسین(علیه السلام) و اصحابش در سرزمین کربلا توسط سپاه شمر. اعمال شب عاشورا ۱ـ چند نماز برای این شب در روایات آمده است که یکی از آنها چنین است: چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد ...
13 آذر 1390